شيخ ذبيح الله محلاتى
12
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بلدانست و هر دو معنى در حق جناب صديقهء طاهره سلام اللّه عليها جايز و جارى است از افضليت و اشرفيت بما سواى خود ازهرجهت و جامعيت و اشتمالش بر تمام علوم و معارف و در معنى ام القرآن گفتهاند قرآن عوض هر چيزى است ليكن چيز ديگر عوض او نمىشود و به همين طريق است فاطمهء زهراء عليها سلام كه گوهر يكتا و فرد بىهمتا است در سلسلهء نسوان عالىشأن و او را عوض و مانندى نيست و سورهء حمد را اساس القرآن ناميدند از آنكه اول سورهء قرآن است يا آنكه مشتمل است براساس طاعات و عبادات و فى الحديث اساس القرآن فاتحة الكتاب و اساس الفاتحة بسم اللّه الرحمن الرحيم . چون مريض شدى بر تو است باساس قرآن تا باذن خدا شفا يا بى و فاطمه دين و بنيان ايمان است و صدف درر شعشعانيهء الهيه است و بولاى او امراض باطنه و اوجاع ظاهره شفا ميابد و ام ملدم كه معظم اوجاع است در تحت فرمان او است و حديث آن در باب اذكار فاطمه ( ع ) است و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود قسم به حق آن كسى كه جان من در قبضهء قدرت اوست مانند اين سوره در تورية و انجيل و زبور نيست و انها السبع الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و ابو الفتوح در تفسير خود روايت مىكند : كه يكصد و چهار كتاب از آسمان نازل شد تمام آنها را در چهار كتاب تورية و انجيل و زبور و قرآن جمع فرمود و آنچه در اين چهار كتاب است در سور مفصل جمع فرمود و آنچه در سور مفصل است در سورهء الحمد نهاد و هركه اين سوره را بخواند چنان است كه يكصد و چهار كتاب آسمانى خوانده . - اين روسياه عرض مىكند قسم بخداى عالم و رسول او كه بمانند فاطمه ( ع ) زنى در هيچ امتى نيامده و نخواهد آمد و اين كنيه براى آن مخدره با اينكه اسم اين سورهء شريفه است شرفى بزرگ است . اثر طبع اديب فاضل ميرزا محمد طبرستانى متخلص بغافل خداى را نتوان ديد جز به چشم رسول * رسول را نبود نور چشم ، غير بتول اگر بتول به چشم رسول نور نبود * نديده بود خدا را ، كسى به چشم رسول